عـــقـیـده اهــــل سـنـت و جــــمـاعــت
نام محمد گل ایمان من است خاک رهش سرمه ی چشمان من است
|
|
متعه يا ازدواج موقت متــعه يــا ازدواج مــــوقت
اي شرافتمندان! اي مسلمانان مذاهب(حنفی، شافعی، حنبلی،مالکی)اميدوارم كه به برادران شيعهاي تان بدگمان نشويد، زيرا آنها چنينبيبند و باري و حيواني گري را نميپسندند وتصور نميكنند كهفتواهاي اين (سيدها) تا اين حد به انحطاط منجر ميشود، بلكه اغلب شيعيان از آن چيزي نميدانند، و بسياري وقتي به اين فتواها برميخورند زياد در آن توقف نميكنند و نيز جرأت مناقشه يا اشتباهقراردادن آن را ندارند، گذشته از اينكه آن را انكار نمايند و در مقابلش بايستند.آنان بر مقدس دانستن علماء يا علمانماها و ترس از آنها تربيت شدهاند تا جايي كه به آنها چون انسانهاي معصوم مينگرند و رفتارمينمايند!و اگر نه كدام انسان باغيرت چنين چيزهايي را براي ناموس خودقبول ميكند؟! و ازدواج با زني كه چندين سال در اين رسواييها بهسر برده و از آغوش اين مرد به آغوش آن يكي منتقل و زير و رو ميشده گوارا ميكند!!آيا تو تصديق ميكني كه اين دين محمد r است؟ و آيا قبول ميكني كه اهل بيت چنين چيزي را ميپسندند؟ و يا خوبيهاي اخلاق عرب كهپيامبر r آمد تا آن را تكميل نمايد اين را گوارا ميكند و تائيد مينمايد؟ پيامبر بزرگوار r ميفرمايد: (من آمدهام تا خوبيهاي اخلاق را كاملكنم). كامل كنم نه اينكه منهدم كنم!أي شيعان با غيرت بفهميد كه اينان گرگ هايی هستند در لباس ميشميخواهند ناموس و شرف شما را فاسد كنند خانه هايتان را ويران كنند و شما در غفلت بسر ميبريد بفهميد كه دزدان ناموس بسيار خطر ناكتراز دزدان اموال هستند آنچه در واقعيت موجود به نام (متعه) انجام ميشود به صراحتزناست، و هيچ فرقي با زنا ندارد! و اگر نه چرا اين نمونه ارتباطات جنسي كه حلال قرار داده شدهاند به نام (متعه) انجام ميگيرند! برخي از آن را در اينجا نقل ميكنم تا خودم و شما را در مجادلهاي بيزانسي در مورد دلائل و اينكه آيا در قرآن و سنت چيزي در مورد حلال بودن متعه آمده يا نيامده وارد نكنم تا در دام بازيچهاي نيافتيم كه ميخواهند بوسيله آن ما را از ديدن واقعيت غمانگيز و تأسف بار و كارهايي كه انجام ميگيرد باز دارند كارهايي فكر نميكنم در موردندرت و دور بودن آن از وجدان سالم گذشته از شريعت كسي اختلافيداشته باشد.بيا تا با هم صورتهاي منحطي از ارتباط جنسي كه ميان فرزندان آدمبنام متعه انجام ميشود بخوانيم، انسانهاييكه خداوند آنان را بر ديگر آفريدهها برتري داده است.اگر اين سوال را بپرسي كه:آيا براي هر مردي جايز است كه با هر زني كه ميخواهد در هرجايي و در هر زماني آنچه ميخواهد انجام دهد؟ و سپس آن را رها كند تا به زني ديگر روي بياورد و اين كار را فقط با تبادل چند كلمهكه زن و مرد با يكديگر سخنميگويند از پول و از تعداد مرتبهها(خودم را به تو متعه دادم) سخن ميگويند و بدون نياز به شاهد وسرپرست زن انجام ميشود. و اگر زن شوهردار باشد يا روسپيگري را زشت ميداند سؤالي نيست؟ از معتمدترين منبع چنين پاسخ داده ميشود: (باسمه تعالي اين جايز است استفاده و بهرهبرداري جنسي با دختر بچه دوشيزه جايز است اگر نه سال سن داشته باشد ـ يا طبق روايتي ديگر هفت سال داشته باشد ـ بهشرط اينكه آلت تناسلي را در داخل شرمگاهش نكند نه اينكه حراماست يا از نظر اخلاقي و وجداني زشت است بلكه براي اينكه نوعيعيب براي خانوادهاش شمرده ميشود شما فكر كنيد كه آيندة اخلاقي اين دختربچه با اين سن و سال كه رويآلتهاي تناسلي مردان زير و رو ميشود و حركتهاي جنسي ايشان را مشاهده ميكند، و مردان هر كاري با او ميكنند به جز جماع وآميزش!! چه خواهد بود. و جماع و آميزش با اين دختربچه فقط از راه جلو ناپسند است يعنيآميزش و مجامعت از پشت (دبر) جايز است!آيا انسان با غيرت و بزرگواري چنين چيزي را براي دختر يا خواهر يا فاميل يا بر هر بچه از بچههاي دنيا ميپسندد؟!!!به راستي اگر چنين چيزي را در مورد دختر بچه معصوم خود تصوركني چه احساس خواهي كرد؟!! فقط اگر تصور كني نه اينكه چنين چيزي انجام شود.حلال قرار دادن چنين عمل حيواني حتي از شيطان سر نميزند و هيچ وحشي و دشمن انساني چنين چيزي را حلال قرار نميدهد، پسچگونه چنين چيزي به امامان ما نسبت داده ميشود، و به شريعت ماچسباندهميشود؟ چگونه؟!آيا اين اخلاق مزدك و اباحيگري و بيبند و باري مجوس نيست؟!چگونه از زبان پاك قومي اين سخن پليد بيرون ميآيد كه خداوند در باره شان فرموده است: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ و َيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾ (الأحزاب: 33). «جز اين نيست كه خداوندميخواهد پليدي را از شما اي اهل بيت دور كند و چنان كه بايد شمارا پاكيزه گرداند».آيا پليديي پليدتر از اين هست؟!!اما (امام زمان) و (راهنماي امت) مسئله را چنين آب و تاب ميدهد:آميزش كردن با زن قبل از كامل شدن نه سالگي جايز نيست، خواه نكاح دائم باشد يا موقّت. سوگند به خدا كه اين اخلاق مزدك و بابك است كه آن را پوشش ميدهند و بدون از اينكه خجالت بكشند آن را به اهل بيت نسبت ميدهند تا بلعيدن و فرو بردن آن براي بيچارگان آسان باشد. از خوابتان بيدار شويد!! اي بيچارگان فرو رفته در خواب! مجموعهاي از طلاب در (بخش داخلي) زن هرزهاي را ميآورند يكي با او آميزش ميكند و بقيه در سالن منتظر اند تا اينكه زن بيرون ميشود و آن گاه ديگري آن را ميبرد... و اينطور ادامه دارد تا اينكه در يك جا و در يك ساعت شب يا روز آمار تكميل ميشود! چگونه چنين كاريجايز است؟! اين كار (متعه (صيغه) ميباشد!! در مورد عدة (خيالي) كه زن بايد بگذراند ميتوان از اين حيله استفاده كرد كه مرد از زن استفاده كند تا اينكه وقت تمام ميشود، آن گاه بار ديگر او را به عقد دائم در بياورد و سپس قبل از آميزش كردن با او، وي را طلاق دهد تا براي هر كس (به خيال آنها) كه ميخواهد از آن استفاده جنسي نمايد و هر زماني كه بخواهد حلال شود اين حيله را در مقابل اين نص قرآني درست كردهاند: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحاً جَمِيلاً﴾ (الأحزاب: 49). «اي مؤمنان، چون با زنان مومن ازدواج كنيد آنگاه پيش از آنكه با آنان در آميزيد طلاق شان داديد ديگر شما بر آنان هيچ عدهاي نداريد كه آن را بشماريد، پس به آنان متعه دهيد و به خوبي رهايشان كنيد». اين را نعمت الله الجزائري در كتابش (زهر الربيع) ذكر كرده است!! برادران تاجري به كشورهاي همسايه مسافرت مينمايند خانهاي اجاره نمودهاند و زني را آن جا نشاندهاند تا برايشان كار كند و همه آن را به اين صورت زشت نكاح كردهاند، اولي ميآيد و در طول روزهايي كه در آن اقامت دارد از آن استفاده جنسي ميكند تا اينكه برادرش ميآيد تا در جاي او قرار بگيرد و او آن را براي برادرش ترك ميكند و به كشورش باز ميگردد تا نفر سوم بيايد... و اين چنين. خداوند شما را نجات دهد!! مردي همسرش را در بيمارستان بستري نموده و خواهرزنش به جاي زنش آمده تا خدمت فرزندانش را بكند. آيا ميداني كه شوهر خواهرش چگونه ميتواند با او زنا كند؟ فقيه به او ميگويد: زنت را طلاق بده بدون از اينكه كسي را خبر كني كه ممكن است به زن تو خبر بدهد. تا وقتي زنت به خانهاش بر ميگردد آن وقت بازگرداندن او را به همسري ات نيت كن، و مشكل حل است! و اينگونه اين فرد پليد با خواهر زنش به مدت چهل روز كه زنش در بيمارستان به سر ميبرد آميزش جنسيمينمايد، و همواره اين مرد بدون از اينكه خجالت بكشد در گوش برخي از دوستانش در حالي كه لبهايش را ازروي لذت بردن و حسرت خوردن بر آن دوران زيبا ميليسد ماجرا را زمزمه ميكند و همواره به آن شكار دلبستهاست! به نظر شما اگر خواهر زنش باري ديگر به ديدار خواهرش به خانه او برود ـ كه حتماً اتفاق ميافتد ـ به نظر شما وقتي با شوهر خواهرش روبرو شود يا تنها باشد چه اتفاق خواهد افتاد؟! ديني كه چيز حرامي در آن نيست! محارم وجود ندارد! حرمتي نيست! چگونه اين دين به اهل بيت نسبت داده ميشود؟!! اين پرسش و پاسخ آن را كه با عبارتش نقل ميكنم، بخوان: آيا استفاده جنسي و متعه با دختر دوشيزة مسلماني بدون اجازه ولي آن جايز است اگر دختر بيم آن را داشته باشد كه مرتكب حرام خواهد شد؟ بله، اگر ولي دختر او را از ازدواج با كفو منع كند با اينكه دختر به آن علاقه دارد جايز است، و اين منع كردن چون برخلاف مصلحت دختر است، اعتبار اذن ولي ساقط ميشود، و نيز اگر عقد موقت به شرط داخل نكردن آله تناسلي در راه جلو و راه عقب باشد جايز است! آيا اجازه ولي در مورد دوشيزه اگر بدون شرط دخول باشد شرط است؟ در عقد موقت اگر لفظاً عدم دخول شرط كرده شود اجازه ولي شرط نيست أي شيعان با غيرت بفهميد كه اينان گرگ هايی هستند در لباس ميش ميخواهند ناموس و شرف شما را فاسد كنند خانه هايتان را ويران كنند و شما در غفلت بسر ميبريد بفهميد كه دزدان ناموس بسيار خطر ناكتر از دزدان اموال هستند اينها مانند شيطانها انسان را گام به گام به پايين ميبرند از آنها بپرهيزيد. ﴿وَلا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ﴾ (البقرة: 168). «و از گامهاي شيطان پيروي مكنيد حقّا كه او دشمن آشكار شماست». اجراي عملي اين فتواها صورتهاي زيادي از ارتباطات جنسي را جايز قرار ميدهد، برخي از آن اين است: دانشجويي در دانشكده با دوست دخترش روبرو ميشود، روزي از دختر دانشجو ميخواهد كه با هم بهگوشهاي دور از ديد و نگاهها بروند و در مكاني وارد شوند تا دختر بدنش را به او نشان بدهد، و سپس همه شيوههاي جنسي را به كار بگيرند ـ كه نيازي به بيان تفاصيل تحريكآميز آن نيست ـ دختر اعتراض نموده وميگويد: او هنوز دوشيزه و بكر است و ميترسد رسوا شود، پسر به او اطمينان ميدهد و ميگويد: نترس ما ميتوانيم از قسمت هايي از وجود خود استفاده كنيم و بهرهمند شويم بدون از اينكه دخولي صورت بگيرد، و اگر دوست داري از راه ديگر كار ميگيريم، پسر براي اينكه ترديد او را از بين ببرد و بر حياي او چيره شود از ميانكتابهايش كتابي از (جناب سيد...) در ميآورد كه عنوانش اين است (مسائل و ردود ـ پرسشها و پاسخها ـ) و تحتعنوان (مسائل حول النكاح ـ پرسش هايي در مورد ازدواج) فتوايي كه پيشتر بيان شد را ميخواند! پس وقتي كه (سيد) چنين چيزي را حلال قرار ميدهد چرا بايد به خود ترديد راه داد؟! آيا مگر اينطور نيست كه آنها سايهخدا در زمين هستند و امناي خدا بر شريعتش ميباشند؟! و اينجاست كه دختر ميپذيرد و جسمها گرم وفروزان به هم بر ميخورند تا آتش شعله ور شهوت حرام را به بركت علما در زير دستمال (ازدواج موقت) خاموش كنند. در ديدارهاي خانوادگي بين خويشاوندان و دوستان ميبينيم كه فتواهاي گذشته براي هر جواني از آنها جايز قرار ميدهد كه با هر دختر جواني از خانوادة مهمان يا ميزبان اتفاق كنند تا در مكاني دورتر باشند سپس هر چه آنجا ميخواهند از قبيل بغل كردن، بوسيدن، لخت كردن، انجام دهند و فراتر از اين هم اشكالي ندارد تا زمانيكه دخول نشده است، و پدر محترم در اين لحظه با كمال تشريفات در سالن پذيرايي نشسته است و با ميزبانشبه گفتگو مشغول است و چاي مينوشد تا اينكه دخترش كشمكش و نبرد شريف خود را به پايان ميرساند، اينوقتي است كه دختر دوشيزه باشد اما اگر بيوه باشد به اين صورت كه مادر مهمان يا خواهر بيوهاش يا دختر طلاق گرفتهاش باشد در اينجا همه چيز حلال و گوارا است، و از هر راهي كه بخواهد عمل جنسي را ميتواند انجام دهد!! ملاحظهاي مهم: وقتي دختر باكره باشد ميتوان از راه پشت آميزش كرد ـ يك بار ديگر به فتوا مراجعه كنيد ـ اما اگر شوهر داشتهباشد ميتوان از آن استفاده كرد بدون از اينكه نياز باشد در مورد حالتش پرسيده شود. اين بيبند و باري است و جامعه جنگل است كه حيوانات روي يكديگر سوار ميشوند!! اعتماد كردهاند كه فتواي (سيد) و موضوع (دبر) در فتواي گذشتهاش اشارهاي لطيف به دختر جواني پاكدامناست كه او ميتواند كارهاي جنسي را از راه (دبر) انجام دهد ـ اگر بخواهد ـ تا بتواند راه جلويش را تا زمان نياز سالم نگاه دارد زماني كه شاه داماد در شب زفاف ميآيد تا همسر (پاكدامن) (شريف) به (حفظ) و (نگاهداري) را ببيند!! اي شرافتمندان! اي مسلمانان مذاهب ديگر! اميدوارم كه به برادران شيعهاي تان بدگمان نشويد، زيرا آنها چنين بيبند و باري و حيواني گري را نميپسندند وتصور نميكنند كه فتواهاي اين (سيدها) تا اين حد به انحطاط منجر ميشود، بلكه اغلب شيعيان از آن چيزي نميدانند، و بسياري وقتي به اين فتواها بر ميخورند زياد در آن توقف نميكنند و نيز جرأت مناقشه يا اشتباه قراردادن آن را ندارند، گذشته از اينكه آن را انكار نمايند و در مقابلش بايستند. آنان بر مقدس دانستن علماء يا علمانماها و ترس از آنها تربيت شدهاند تا جايي كه به آنها چون انسانهاي معصوم مينگرند و رفتار مينمايند! و اگر نه كدام انسان باغيرت چنين چيزهايي را براي ناموس خود قبول ميكند؟! و ازدواج با زني كه چندين سال در اين رسواييها به سر برده و از آغوش اين مرد به آغوش آن يكي منتقل و زير و رو ميشده گوارا ميكند!! آيا تو تصديق ميكني كه اين دين محمد r است؟ و آيا قبول ميكني كه اهل بيت چنين چيزي را ميپسندند؟ و يا خوبيهاي اخلاق عرب كه پيامبر r آمد تا آن را تكميل نمايد اين را گوارا ميكند و تائيد مينمايد؟ پيامبر بزرگوار r ميفرمايد: (من آمدهام تا خوبيهاي اخلاق را كامل كنم). كامل كنم نه اينكه منهدم كنم! بيبند و باري اروپايي: و براي اينكه نقاب ـ نه بيشتر از اين ـ از حقيقت ماجرا دور شود تا مقصود و هدف آشكار شود بدون از اينكه به تفسير و پرده برداري نيازي باشد اين فتوا را با عبارتش برايتان نقل ميكنم: مسأله 289) آيا متعه كردن و استفاده جنسي از دختر اروپايي غربي بدون اجازه ولياش جايز است؟ جواب: اگر فرض كنيم كه ولي او را رها كرده و در همه كارهايش او را به خودش سپرده است نيازي به اجازهگرفتن نيست حتي در مورد دختر مسلمان(!!!) و همچنين اگر مذهب دختر چنين بود كه اجازه گرفتن لزومينداشت بدون مراجعه به ولي جايز است حتي در مورد دختر مسلمان نيز(!!!) چنان كه اگر ولي دختر را از ازدواج كردن با كفو منع كند در صورتي ديگر كفوي نباشد اعتبار اذن او ساقطميشود آيا اين جايز قرار دادن همه هرج و مرج جنسي و بيبند و باري حيواني كه در اروپا و غرب انجام ميشود نيست؟! آيا اين فتوا تلاشي ننگين نيست كه جناب سيد براي نقل بيبند و باري به جامعه مسلمان مينمايد؟! سوال كننده از جامعه اروپايي غربي و دختر جوان اروپايي ميپرسد و (سيد) او را راهنمايي ميكند كه اين كار حتي اگر با دختر مسلمان در جامعه اسلامي شرقي انجام شود اشكالي ندارد زماني كه ولي ديوث (دختر را رها كرده باشد و او را به خودش سپرده باشد)!!! و يا اگر دختر از تحت سرپرستي و اطاعت ولياش بيرون باشد (تا ولي را با خواست و توجيه مرجع خود ديوث كند، زيرا (مذهب دختر اين است اجازه گرفتن لازم نيست)، اما (سيد) به ما نگفت حكم ولي كه دخترش را رها ميكند و او را به خودش واگذار مينمايد تا هر چه ميخواهد انجام دهد چيست، و در شريعت سيد حكم ولي چيست؟!! چنين جامعهاي نياز دارد كه با اتو معالجه شود تا با دستمال كاغذي خشك كننده كه بوسيله آن زخمهايي كه چرك و گندگي از آن بيرون ميآيد عطرآگين گردد. اطلاع داشتن ما از چنين فتواهايي كه پاكدامني جامعه را ترور مينمايد و شناخت ما از آنچه پشت پرده ميگذرد يكي از بزرگترين عواملي است كه ما را وادار مينمايد كه فرياد بزنيم (آيين و شيوه اهل بيت را نجات دهيد). چرا برادران مان را از مذاهب ديگر وقتي مذهبي را كه فتواي علمايش اين است به ريشخند و تمسخر ميگيرند سرزنش ميكنيم؟ چرا از تنفر آنها از اين مذهب خشمگين ميشويم؟ در حالي كه آنها آنچه اتفاق ميافتد را با چشمان خود شان مشاهده ميكنند، و آنچه خوار و رسوا مينمايد را ميخوانند، و همه آنچه ما انجام ميدهيم اين است كه تلاش ميكنيم تا واقعيت و وضعيت ننگين و خفت باري را با كاغذ پاره هايي كه روي آن نوشته شده: فقيه گفت، مرجع فتوا داد، گفت و شنيد، و گفت: روايت و حكايت ميشود! پيوند بزنيم و بپوشانيم. چگونه ميخواهي مرا قانع كني كه به پزشكي اعتماد كنم كه بيماران از پيش او همراه با بيماريها وميكروبهاي واگيردار بيرون ميآيند و سپس به من ميگويي: اين اصول پزشكي و روش آن است؟! من به عنوان يك انسان خداوند عقل انديشهگر و پويا به من ارزاني داشته است، و در ميان دو راه قرار دارم كه راه سومي نيست. يا اينكه اين پزشك فقط ادعا ميكند و معالجه بلد نيست و يا اينكه ما بايد در اين اصول و شيوه كه چنين پزشكي را تحويل جامعه داده بازبيني كنيم. بخوان و تعجب كن: 1ـ مساله 237) كشورهاي زيادي هستند كه زنا در آن مشهور است، و زنا براي بسياري از دختران اين كشورها منبع درآمد است، پس اگر شخصي بخواهد با دختري از دختران اين كشورها ازدواج كند آيا لازم است از آن بپرسد كه متأهل است يا زناكار است؟ و آيا عدت گذرانده يا نه؟ پاسخ: پرسيدن از حالت آن در صورتي كه اشكالي داشته باشد لازم نيست مگر اينكه به يقين معلوم باشد كه متأهل است(!!!) يا طلاق گرفته است، پس اگر در مرحله اول در مورد طلاق گرفته بودنش شك كرد بايد بپرسد كه آيا او طلاق گرفته است يا نه؟ پس اگر گفت: بله، من طلاق گرفتهام، كافي است، و در بار دوم اگر شك داشت كه از عده بيرون آمده يا نه بايد بپرسد، وقتي گفت: بله، به همين كفايت كند. اما زنان زناكار معروف ازدواج و با آنها بنابر قول احوط درست نيست، مگر زني كه واقعاً توبه كرده باشد، پس آن وقت ازدواج موقت و دائم با آنهادرست است توجه كن (طبق قول احوط) يعني لازم نيست، بلكه از روي احتياط چنين است. بدون شك چنين موانع اختياري كه لازم نيستند در چنين مسائلي از بين ميرود و ارزش واقعي نخواهند داشت مگر به نزد اندك بسيار كمي و بسا چنين افرادي يافت نميشود! به كار بردن چنين كلماتي مانند (از روي احتياط) و (مكروه است)، و امثال آن از طرف فقيه در چنين مسائلي وسيلههايي براي تقيه بيش نيستند، اما برعكس ـ يعني موافق است مخالف نيست ـ تا از نفرت يا اعتراضي كه در وجودش پديد ميآيد بپرهيزد! با اينكه برخي ازدواج با زناكار را بدون (از روي احتياط) به طور مطلق جايز ميدانند!! 11ـ مساله 293) آيا خبر كردن مردي كه ميخواهد زني را صيغه كند به اينكه اين زن از مردي كه پيشتر او را صيغه كرده عده نگذرانيده است واجب است؟ پاسخ: خبر كردن واجب نيست چگونه واجب نيست!! بر اساس كدام دين و آيين واجب نيست؟! چگونه در صورتي كه ممكن است زن از شوهر قبلي حامله شده باشد! و اگر بعداً حامله بودنش مشخص گرديد فرزند به چه كسي نسبت داده ميشود؟! فاجعهاي ديگر: 12ـ مساله 290): آيا ميتوان با دختر جوان دوشيزهاي كه پدرش وفات نموده و مادرش زنده است و دختر نيز به سن رشد رسيد، بدون اجازه كسي ازدواج كرد؟ جواب: اشكالي ندارد(!!!!) اگر پدربزرگي از طرف پدر نداشته باشد، و اگر نه احتياط اين است كه از او اجازه گرفته شود فكر كن چگونه انسان ميتواند در چنين جامعهاي در مورد دخترانش ايمن باشد؟! اگر اين بيوه بيچاره روزي افراد ناشناسي را در خانهاش ببيند كه با دخترانش آميزش جنسي مينمايند و آنها را بر بستر دخترش مشاهده كند چكار خواهد كرد؟! اگر به او بگوييم ـ يا بگويند ـ آنها متعه ميكنند؟! و وقتي به نزد (سيد) برد و جوابش اين باشد: باسمه تعالي' اين جايز است؟!! جامعهاي كه رهبرانش (و كدام رهبران!! روحانيهاي مقدس) به زشتي دستور ميدهد و فساد را تحريك مينمايند، و قافله فساد كاران را رهبري مينمايند، به راستي كه چنينجامعهاي حالتش از جامعه اروپايي بدتر است، چون آنها كارهايي كه ميكنند به نام دين انجام نميدهند بلكه دينشان را از اين زشتي پاك كردهاند و با كمال شجاعت مسئوليت آلوده شدن به اين زشتيها را به گردن گرفتهاند. فردي كه شراب مينوشد و به حرام بودن آن عقيده دارد مرتكب يك گناه ميشود، و فردي كه بنام دين آن را حلال قرار ميدهد و ميخورد مرتكب دو گناه شده بلكه او كافر است. اگر حرمت شراب را ميدانسته است. پس در مورد كسي كه آن را بنام شريعت پاك خوردنش را واجب ميداند چه فكر ميكني؟!!! جامعه بيبند و بار آمريكا پاكتر و شريفتر و صداقتش با خودش بيشتر است، و اين جامعه رئيس جمهورش (كلينتون) را به خاطر ارتباط مشكوك وي با كارمند كاخ سفيد (مونيكا لوينسكي) محاكمه مينمايد. اگر كلينتون ديني ميداشت مانند اين فتواها كه اين كار را برايش جايز قرار ميداد مشكلي برايش پيش نميآمد، چون او با تمام سادگي و خيلي راحت ادعا ميكرد كه او را صيغه كرده است، و به صورت موقت ازدواج نمودهاست. شكي نيست كه چنين خواهد شد (مردان دين) را ميبيني كه اين شرايط ظاهري را اجرا ميكنند و كلمه (خودم را به متعه تو دادم) را تلفظ مينمايد و قبول كردم را بيان دارند و مزد و مدت را ذكر ميكنند، و با اين ارتباط صحيح و شرعي ميشود و اشكال برطرف ميشود، و (روحانيها و مردان ديني ما) هر روز و بي پرده آنچه را كلينتون با مونيكا لونيسكي انجام داده انجام ميدهند! آيا قبول ميكني؟!! حلال زاده! 13ـ مساله 194: اگر شوهر با زنش بعد از پايان يافتن مدت عقد موقت به باور اينكه هنوز مدت باقي است وتمام نشده آميزش كرد، حكم فرزندي كه به دنيا ميآيد چيست؟ جواب: فرزند مذكور در اين صورت حلال زاده است باز به پژوهش و جستجو پرداختم: گفتم: آيا معقول است كه اسلام برابر خود چنين بي بند و باري عجيبي را در جامعه غربي ببيند سپس آن را تاييد نمايد و تشويق كند؟!! و ميگفتم كه يك مرد از تمام اين جامعه غيرتش بوجود ميآيد و مردانگي اش حركت ميكند و آن را حرام قرار ميدهد! يكي فقط؟!! به منابع بازگشته و آن را ميخواندم و فكر مينمودم و جستجو ميكردم در آن چيزها يافتم كه موجب خوشنوديام شده و آرام گرفتم. نخست يافتم: كه ازدواج (متعه) كه به هنگام بعثت پيامبر r وجود داشته است، ازدواجي است كه با ازدواج شرعي هيچ فرقي ندارد مگر در وقت و ارث، يعني موافقت ولي و گرفتن شاهد در آن شرط است، اما اين صورتهاي زشتي كه فقها امروز اجازه ميدهند از متعه نيست، فقط نام متعه را بر آن يدك ميكشند. (متعهاي) كه در ابتداي امر بود يك چيز بود، و اين چيزي كه اتفاق ميافتد چيزي ديگر است، پس استدلال كردن آن از متعه نوعي مغالطه است كه اساس آن جز بازيچه اشتراك لفظي ديگر چيزي بيش نيست. با وجود اين، پيامبر r در آخرزندگي اش ازدواج موقت را حرام قرار داد، و هنوز وفات نكرده بود كه ازدواج موقت را حرام نمود آن طور كه در آخر كار شراب را حرام نمود. و دليل قطعي حرام بودن ازدواج موقت اين است كه هيچ يك از ائمه و هيچ يك از فرزندان و نوادگانشان صيغهزاده و محصول ازدواج موقت نبوده است، و در طول مدت زماني طولاني كه سه قرن كه با آنچه معروف به (غيبت كبري) است پايان مييابد، و با وجود اينكه در خلال اين مدت طولاني آنان صدها زن گرفتهاند، و از آنهاصاحب صدها پسر و دختر شدهاند، هيچ فرزندي از فرزندانشان صيغه زاده و محصول ازدواج موقت نبوده است! و كتابهايي از نسب صحبت مينمايند كه مخصوص آنها ميباشند و فرزندان و مادر فرزندانشان را ذكر ميكنند و آنها را به دو گروه تقسيم مينمايند، ميگويند: اين مادرش آزاد بود، و اين مادرش كنيز بوده است، وبعضي وقتها ميگويند: فلاني مادرش ام ولد است، يعني كنيز است. صرف نظر از نوادگان اهل بيت غير از ائمه. پس اگر ازدواج موقت (متعه) حلال ميبود آنها آن را انجام ميدادند، و از راه ازدواج موقت صاحب صدها فرزند ميشدند، واين كتابها چنين مينوشتند كه فلاني مادرش فلاني است، پدرش (امام يا غير از او هر كس كه باشد) مادرش را به صورت موقت به ازدواج خود در آورده بود. آيا از من ميخواهي تصديق كنم يا درك نمايم كه آنها صدها زن صيغه كردهاند اما به قدرت خداوند قادر سبحان هيچ يك از اين زنها حامله نشده و فرزندي به دنيا نياورده است؟! اتفاق ائمه و ديگر اهل بيت بر پرهيز ازدواج موقت دليل قاطعي است بر اينكه ازدواج موقت نزد آنها حرام بوده است. و در اين مورد، روايتهاي زياد از آنها در كتابها آمده كه پوشيده نگاه داشته شدهاند، به جز شيعيان زيدي آنان اين را از امام زين العابدين u روايت و اظهار نموده و آشكار كردهاند، و ازدواج موقت درمذهبشان حرام است. در كتاب (الروض النضير شرح مجموع الفقه الكبير) در فقه زيديه 4/218 آمده است: - از امام زيد u روايت است او از پدرش علي u، و پدرش از پدر بزرگش حسين u و او از علي u روايت مينمايد كه گفت: «پيامبر خدا r در سال خيبر از ازدواج متعه نهي كرد». و در روايتي ديگر به جاي نهي كرد آمده كه حرام قرار داد. - نوه امام زيد u حسن ين يحيي، فقيه عراق در زمان خودش، گفته است: (خاندان پيامبر r بر كراهيت ازدواج و نهي كردن از آن اجماع كردهاند). به كلمه اجماع كردهاند توجه كنيد. - و از امام صادق u در مورد متعه (ازدواج موقت) روايت شده كه گفت: (آن زناست). - و امام باقر u در مورد آن فرموده: (متعه همان زناست). و وقتي به منابع اثناعشري مراجعه كنيم اين مطالب را ميبينيم. كليني با سند خودش از مفضل بن عمر روايت مينمايد كه گفت: از ابو عبدالله u شنيدم كه ميگفت: (ازدواج موقت را ترك كنيد، آيا فردي از شما حيا نميكند كه در جاي عورتي ديده شود و اين بر برادران و ياران صالح او حمل شود و از مام زيد u، از پدرانش، از امير المؤمنين علي u روايت است كه گفت: «پيامبر خدا r روز خيبر گوشت خرهاي اهلي و ازدواج موقت را حرام قرار دادو اين موافق با آنچه كه اينك به روايت زيديها ذكر شد. و از صادق u روايت است كه او در مورد متعه پرسيده شد؟ گفت: (نزد ما جز انسانهاي فاسق كسي آن را انجام نميدهد امام ابو الحسن نكته زيبايي از اسرار باطل بودن نكاح متعه (ازدواج موقت) را بيان مينمايد و آن اين است كه با ازدواج موقت مردان از زنهاي خود روي گردان شده و زنان زيان ميبينند، و اين چيزي است كه هر زني كه شورهش با زنان ديگر صيغه ميكند رنج ميبرد، و اين چيزي است كه مشاهده شده - اگر ميخواهيد بپرسيد ـ وبسا اين كار باعث ميشود تا زن به انحراف كشانده شود، او از ازدواج موقت سخن ميگويد و بيان ميدارد (با مشغول شدن به ازدواج موقت از زنان خود روي گردان نشويد، آنگاه زنانتان ناسپاسي ميكنند و بيزاري ميجويند، و كسي را كه به اين كار فرمان ميدهد دعاي بد ميكنند و ما را نفرين خواهند كرد. عمل كردن به روايت هايي كه ازدواج موقت را حرام قرار ميدهد شيعه را از مذهبش بيرون نميكند، چون در بين روايتهاي متضاد با يكديگر او برخي را بر برخي ترجيح ميدهد، و اين ترجيح دادن چيزي نيست كه از مذهب يا دين بيرون كند، بلكه تمام مذهب ـ در واقع ـ بر اساس ترجيح قائم است، زيرا هيچ مسئلهاي يافتنميشود كه روايتها از ائمه در مورد آن متعارض و متضاد هستند، و اين قضيهاي است كه گذشتگان از آن رنجبردهاند، و به خاطر همين قضيه، شيخ طوسي شيخ طائفه كتابش (تهذيب الاحكام) را نوشت، پس چگونه اگر قول مرجوح چيزي باشد كه عقل و دين آن را نميپذيرد؟! بگو: شما را به يك چيز پند ميدهم. اگر زني كه شوهر ندارد حامله شود ـ مانند اينكه بيوه يا طلاق گرفته باشد ـ يا حتي دختري دوشيزه باشد ـ كه بهعلت زنا ـ حامله شده باشد سپس خانوادهاش پي برد و او رسوا شد پس بر آنها ـ تا خودش را از عذاب برهاند- اعتراض كرد و گفت: كه او با ازدواج شرعي حامله شده و ازدواج شرعي (متعه) است، چگونه ميتوانيم ميان دوچيز فرق بگذاريم؟!! اي ملت! ديني كه آنچه بين منكر و معروف فرق ميگذارد در آن دين پوشيده است، و حدود مرزهاي شرك و توحيد يا دروغ و راست و ازدواج و زنا در آن شناخته نميشود! ديني كه در آن هر مردي ميتواند دمِ درِ خانهاش بايستد، و زناني كه صبح و شام از آنجا ميگذرند خود را به آنها عرضه نمايد تا يكي توافق نمايد كه يك ساعت فقط يا كمتر از يك ساعت با او داخل خانه بيايد و او درِ اتاقش را ببندد تا غريزة خود را اشباع كند، سپس او را رها كند تا با سلامتي برود و به دنبال كسي ديگر غير از او باشد، و او نيز به جستجوي زني ديگر بپردازد. دقيق مانند كار زناكاران و هيچ فرقي جز چند كلمه كه ايجاب و قبول وقت است ندارد، و نيز ميتواند مشتي آرد يايك نان به عنوان مهريه بدهد. ديني كه چيزي را درست ميداند و تاييد ميكند امكان ندارد كه دين خدا باشد و امكان ندارد كه چنين ديني را خداوند براي اهل بيت پيامبرش به عنوان شريعت ارائه دهد. مرد ديگر كه همين كار را با زني كه آن را از خيابانآورده انجام داده زناكار شمرده ميشود، و بر او حد جاري ميگردد كه گاهي به سنگسار كردنش تا اينكه بميرد ميرسد، چون اين كارهاي ظاهري را انجام نداده است، با اينكه معمولاً زنا در هر حالتي انجام شود زمان و پول آن مشخص ميگردد. عقلها كجا رفتهاند؟! اين روايت را در روضه كافي كليني بخوانيد: از محمد بن مسلم روايت است كه ميگويد: «به نزد ابوعبدالله u رفتم و به او گفتم: در خواب ديدم كه واردخانهام شدم و همسرم به سوي من آمد و گردوهاي زيادي شكست و روي من ريخت، از اين خواب شگفت زده شدم... تعبيرش چيست؟ گفت: اي پسر مسلم، زني را صيغه ميكني همسرت باخبر ميشود و لباسهاي نو تو را پاره پاره مينمايد، زيرا پوست لباس مغز است. ابن مسلم گفت: سوگند به خدا بين تعبير او جز صبح جمعه فاصله نبود، صبح جمعه من دمِ در نشسته بودم ناگهان كنيزي از كنار من رد شد، پسندم آمد به غلام خود دستور دادم كنيز را برگرداند، و سپس آن را وارد خانهام كردم، من با آن آميزش كردم، همسرم باخبر شد، و وارد خانهاي شد كه در آن بوديم، كنيز به سوي در شتافت، و من باقي ماندم و همسرم لباسهاي نو مرا كه در روزهاي عيد ميپوشيدم پاره كرد. ارتباط زناشويي: نگاه كن چگونه آن را توسعه و بسط دادهاند! - آميزش با زن از راه عقب جايز است. و به گمان من اگر زن راه سوم يا چهارم و حتي اگر راه دهمي ميداشت كه آميزش در آن ممكن بود آن را حلال قرار ميدادند، و چرا نه؟ كليني از رضا u روايت كرده كه از او پرسيده شد: مردي با زنش از راه عقب آميزش ميكند؟ گفت: ميتواند و اين ـ بدون شك ـ تهمتي است كه امكان ندارد امام رضا u چنين ياوهاي را به زبان بياورد. - آميزش با زن حائض را در زمان حيضش را سهل ميانگارند به صورتي كه ميتوان پس از انجام اين كار مبلغي پول پرداخت! اما اگر از راه عقب آميزش كرد بر او چيزي لازم نيست! نهايت آنچه فقها در (مسائل عملي) گفتهاند اين است كه چنين كاري مكروه است. و من معني گفته خداوند متعال را نميدانم كه فرموده است: ﴿فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ وَلا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ﴾ (البقرة: 222). «پس [به وقت] حيض از زنان كناره گيريد و تا وقتى كه پاك شوند، با آنان نزديكى مكنيد». وقتي ارتباط جنسي برقرار كردن از راه عقب به هر حال جايز است! پس دوري كردن با وجود ارتباط جنسي برقرار كردن چگونه انجام ميشود؟! سپس از دو راه كدام يك آلودگي بيشتري دارد؟! و خداوند متعال ميگويد: ﴿وَيَسْأَلونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّسَاءَ فِي الْمَحِيضِ﴾ (البقرة: 222). «از تو دربارة حيض ميپرسند. بگو: آن (ماية) رنج است، پس (به وقت) حيض از زنان كناره گيريد». سبب دوري كردن را وجود آلودگي و اذيت در شرمگاه زن قرار داده است، آيا راه ديگري هميشه آلوده و اذيت نيست؟!! بلكهآلودهتر است، گمان ميكني كسي در اين مورد با من مخالفت نمايد. اين فتوا را بخوان: مساله 267) آميزش با زن حائض از راه جلو در روزهاي عادت ماهانگي حرام است... اما آميزش با آن از راه عقب اشكال دارد، گرچه بيشتر آنچه به نظر ميآيد اين است كه در صورت رضايت داشتن خانم به طور مطلق جايز است، اما در صورت عدم رضايت زن از روي احتياط بهتر اين است كه انجام نشود!!! مسئله 68) از روي احتياط و بهتر اين است كه اگر كسي در حالت حيض با اينكه ميدانست زنش حيض دارد با زنش آميزش كرد كفاره بدهدپس اين از روي احتياط است نه به طور لزوم!! اما شيخ الطائفه ابوجعفر طوسي چنين روايت ميكند: - از ابويعفور روايت است كه گفت: از ابوعبدالله u در مورد مردي كه از راه عقب با زن جماع ميكند پرسيدم. گفت: اگر زن راضي باشد اشكالي ندارد. - از ابوالحسن رضا u در مورد مجامعت مرد با زن از راه عقب پرسيدم. گفت: آيهاي از كتاب خدا آن را حلال كردهاست؛ قول لوط u كه ﴿هَؤُلاءِ بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ﴾ (هود: 78). و لوط ميدانست كه آنها جز دبر چيزي نميخواهند. طوسي با شرحي بر دو روايتي كه در مورد تحريم آميزش با زن از راه عقب آمدهاند، يكي روايتي است از سدير كه گفت: از ابوعبدالله u شنيدم كه ميگفت: پيامبر خدا r فرمود: (راه پشت زنان بر امت من حرام است). ميگويد: توجيه اين دو روايت اين است كه نوعي كراهت است، زيرا بهتر اين است كه از اين كار گرچه ممنوع نباشد پرهيز شود، و آنچه احمد بن محمد بن عيسي از برقي و او از ابويعفور روايت مينمايد بر همين دلالت ميكند او ميگويد: از آميزش با زنان در راه عقب پرسيدم؟ گفت: اشكالي ندارد، و دوست ندارم تو انجام دهي... و احتمال دارد كه اين روايت كه اين كار را حرام قرار ميدهند به صورت تقيه گفته شدهاند خلوت گزيني با زنان: از پديدههاي شايع يكي اين است كه بسياري از كساني كه ادعاي ديانت و سيّدي ميكنند وقتي يكي از آنها بخواهد زني را دم و افسون كند شرط ميگذارد كه با او تنها باشد، پس حاضران بيرون ميروند و او با زن تنها ميماند. و در منطقه ما يكي از اين نوع افراد هست كه هرگاه مردي با زن يا خواهرش پيش او برود به او ميگويد: ما جز زنان كسي را نميپذيريم! و نميگذارد او داخل شود. بلكه عرفهاي اجتماعي خطرناكي در جامعه ريشه دوانيده است، پسرداييام برايم تعريف نمود و گفت: بههمراه يكي از دوستانم در بازار بودم او مرا به خانهاش دعوت كرد، به خانه آمديم، در خانه جواني را ديديم كه براي رفتن به حمام كه خواهر دوستم در همين لحظه برايش تدارك ديده بود خودش را آماده كرده بود، دوستم گرم به او خوش آمد گفت، و بار بار ميگفت: خوش آمدي سيّد، بركت پيش ما آمده (سيد)... و سيد جز يك شلوار چيزي بر بدنش نبود! چاق و زيبا بود. سپس كمي بعد ما بيرون رفتيم و سيد را در خانه گذاشتيم، و در خانه جز سه تا خواهر جوان دوستم كسي نبود!! در بين راه در گوش دوستم زمزمه كردم: چگونه مرد غريبهاي را در خانهاي ميگذاري و در خانه جز زنان كسي نيست؟ ديدم ناگهان با اعتراض و خشمگين در حالي كه نزديك بود از چشمهايش آتش ببارد گفت: آيا در سيّد شك داري؟!! نذر زن براي (سيد): اين امر شايع و معروفي است با وجود اينكه زنان مورد توهين قرار ميگيرند و شخصيت و انسانيت زن از بين ميرود، و نوعي زورگويي در سرنوشت و ارادة زن است. باري زني پيش من آمد و گفت: مادرش او را در كودكي براي (سيد) نذر كرده است، اما او به نذرش وفا نكرده و اينك از روابط ناراحت كننده زناشويي رنج ميبرد، بيچاره از من پرسيد: آيا ممكن است سبب آن وفا نكردن به نذر باشد؟!! عجائب و غرائب و كم يافتها: - جايز بودن نگاه كردن به چهرة زنان زيبا - جايز بودن نگاه كردن به شرمگاههاي زنان غيرمسلمانو بسيار راحت از اين نص كه به دروغ به اهل بيت نسبت داده شده براي جايز بودن تماشاي فيلمهاي جنسيبيگانه ميتوان استناد كرد. اما در عورت مسلمان در پوشيدن آن فقط همين قدر كافي است كه دست بر شرمگاه گذاشته شود، اما دبر نياز به پوشش ندارد، زيرا دنبهها آن را پوشاندهاند. در نماز، عورت بايد پوشانده شود و عورت مرد آله تناسلي و دبر و بيضهها هستند!!و اين در نماز است!!! تصور كنيد نمازگزاري به اين صورت نماز ميخواند!! يا گروهي از نمازگزاران با اين وضعيت نماز ميخوانند!! و تو ميتواني لخت وارد حمام بشوي به محض اينكه بدنت را با داروي نظافت بمالي، و آن مادهاي است موبر كه كاملاً مانند پودر است!!!. بلكه نگاه كردن به زنان نيمه عريان هرزه و خودفروش به شرط لذت نبردن جايز است، و در اين مورد زنان كافر و ديگران فرقي ندارند، همان طور فرقي بين چهره و دستها و بين ساير اعضاي بدن كه عادت اينگونه زنان است كه آن را نميپوشانند وجود ندارد بلكه و حتي نگاه كردن به رانها يا بالاتر يا پايينتر تا زماني كه عادت باشد اشكالي ندارد! اما شرط اين است كه نگاه كردن از روي شهوت و لذت بردن نباشد، مثل اينكه بگويي نوشيدن شراب جايز است به شرط اينكه مست نكند. و تنها بودن با زن بيگانه (به شرط ايمن بودن از فساد!!!) اشكالي ندارد چه شرطي! براي زن جايز است كه نزد مرد بيگانه رانندگي بياموزد، به اينصورت كه با هم به محلهاي مناسب براي تمرين وآموزش رانندگي بروند گرچه آن جا از مردم خالي باشد، اما به شرط اينكه (مهم شرط است) مستلزم ارتكابحرام نباشد!!. مثل اينكه بگويي نوشيدن شراب جايز است به شرط اينكه مست نكند. و براي مرد جايز است كه در ميان دو زن در يك بستر بخوابد و نيز براي مرد جايز است (و همه چيز جايز است) وقتي به زن غلامش نگاه كرد و آن را پسنديد با آن آميزش كند و غلامش را دستور دهد آن را رها كند، سپس هر وقت خواست زن غلامش را به او برگرداند(استعاره است!!).و همچنين جايز است كه مرد به برادرش عاريه بدهد... چه چيزي را به امانت و عاريه ميدهد... شرمگاه كنيزش را به برادرش عاريه ميدهد، تا با آن آميزش كند سپس آن را به او برگرداند و عمر دختر علي u را غصب كرد و علي u از ترس عمر به اين راضي شد. و اين ياوه به امام صادق u نسبت دادهاند و با كلماتي آن را ترتيب دادهاند كه انسان وحشت ميكند: (آن شرمگاهي بود كه از ما غصب شده است با اينكه به زور گرفتن حتي در شريعت و آيين كلينتون و تاچر و باراك زشت و ناپسند است، و همواره جوامع ـ حتي بيبند و بار ـ اين كار را جنايتي قرار ميدهند كه مرتكب آن مورد پيگرد قانوني قرار ميگيرد!!!. غير از اينكه علي ـ آن طور كه مشخص ميشود ـ يك كيلو را دو كيلو كرده است ـ بر حسب روايت شائع ـ وقتي شبي را نزد عمر گذراند صبح كرد در حالي كه او در آغوش خواهر عمر شب را گذرانده بود، بدون از اينكه عمر بداند و با هم روبرو شدند در حالي كه هر يك براي ديگر در سرش كلك و نيرنگي پرورانده بود:عمر: مگر من نگفتم هر كس در شهر است نبايد شب را مجرد سپري كند؟!!علي: از خواهرت بپرس!!.و شايد بعد از اين افطار را با هم صرف كردهاند، و با يكديگر خداحافظي كردهاند در حالي كه ميخنديدهاند!آيا سيماي جامعه نبوي اين است؟! يا اين ديوثي است؟!به نظر شما! اگر دوستي پيش شما بخوابد سپس بعد از نصف شب بيدار شوي و او را در آغوش خواهرت ببيني چه موضعي خواهي داشت؟!!آيا عذرخواهي ميكني و دوبار درِ اتاق آنها را ميبندي يا چيزي ديگر؟! و علي آن گونه كه روايتهاي دروغين ادعا ميكنند چنين كرده است، و فتواهايي كه اندكي پيش خوانديم اين را جايز ميداند؟!!كمرشكن:در كتاب كافي از كليني خواندم ـ چه زشت بود آنچه خواندم ـ كه انسان برگزيدة خداوند و بزرگترين مردمان از نظر اخلاق و حيا وقتي ميخواست با زني ازدواج كند زني را ميفرستاد كه به آن نگاه كند و او را سفارش ميكرد و ميگفت: (به شتالنگ پايش نگاه كن اگر بزرگ و بر آمده بود شرمگاهش بزرگ خواهد بود).و در حاشيه آمده كه كلمه (كعبث) كه در روايت آمده يعني فرج كلفت و زشتيها را به زنان پيامبران نسبتدادهاند. پس وقتي حال پيشوا اين باشد عموم مردم چگونه خواهند بود؟! نـوشته شـده تـوسط سوران | لینک ثابت | موضوع: |
|
|