تبليغاتX
عـــقـیـده اهــــل سـنـت و جــــمـاعــت - پـــاســـخ به نظـــرات یک شیعه

نام محمد گل ایمان من است خاک رهش سرمه ی چشمان من است






پـــاســـخ به نظـــرات یک شیعه

 

نظرات میثم

نظر های ما هنوز تایید نشده ؟؟؟؟!؟؟؟!!!!!


پاسخ مدیر وبلاگ


عجله کار شیطان چه عجله ای داری اول اینکه من مشکل دارم یعنی گرفتارم و در حال حاضر وقت بروز وبلاگ رو ندارم دوم اینکه بعضی از نظرات تو نظر یک شیعه هم نیست بلکه نظر یک اسلام ستیز است در این مورد بیشتر دقت کن و بفهم که داری چی می پرسی

 

 

 نظرات میثم

ادامه
ابن مسعود مى‏گويد : من در اين هنگام گوشه‏اى ايستاده بودم و جريان را مشاهده مى‏كردم ، ليكن جرئت آن را نداشتم كه شكمبه را از روى شانه حضرتش بردارم . پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله همچنان در حال سجده بود و سر از سجده برنمى‏داشت تا اين كه مردى به حضور حضرت زهرا عليها السّلام شتافت و جريان را به عرض رسانيد . حضرت فاطمه عليها السّلام در حالي كه از شنيدن اين سخن به شدت ناراحت شده بود ، آمد و آن را از روى دوش حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله برداشت و آن ها را مورد شماتت و ملامت قرار داد .

در تمامي گرفتاري‌هايي كه براي نبي مكرم اسلام پيش مي‌آمد ، تنها كسي كه مي‌آمد پدر را دلداري مي‌داد ، زخم‌هاي او را مداوا مي‌كرد ، فاطمه زهرا بود . اگر آن‌ها نيز دختر رسول خدا بودند ، شايسته بود كه آن‌ها نيز فاطمه را در دفاع از پدر ياري كنند .

بعد از جنگ احد كه صورت نبي مكرم زخمي شده بود ، رقيه و ام كلثوم كجا بودند كه همانند فاطمه بيايند و زخم‌هاي پدر را شستشو بدهند ؟
مگر نه اين كه به قول آن‌ها ، آن دو نيز دختران پيامبر بودند ؛ پس چرا هيچ نوع رابطه‌اي بين پيامبر اسلام با دختران ديگرش نقل نشده است ؟

2 . در قضيه مباهله كه پيامبر تمام بستگان درجه يك خود را انتخاب كرد ، چرا ديگر دختران خود را نبرد و از بين «نساء» خود فقط فاطمه را انتخاب كرد ؟

دلیل متعدد دیگری در رد اداعای شما است که اگر خواستی سری به من بزن و سوالت را مطرح کن تا کامل جوابتو بدم.
در ضمن شیعه از روی شکم حرف نمیزند ،بلکه دلایلی که او میاورد از قران و کتابهای معتبر شما و بعد کتابهای خودمان است ، پس اتهام از روی معده حرف زدن بیشتر به شما نزدیکتر است.
در مورد بقیه مطالبتم حرف مستندی نداری .تایید نظر از طرف شما و بعد ثبت کردن نظر بزرگترین توهین به دین خود و خواننده است(تجدید نظر کن)
موفق باشید
میثم

 

 پاسخ مدیر وبلاگ :

 

جناب میثم تعصب بیش از حد شماها باعث شده که تمام حرفهاتون از رو شکم بزنید دلایلی که تو آوردی بدون سند چون نوشتن ابن مسعود برای ما نشد سند شاید شما شیعیان هرکسی یه عمامه به سر کند و هر چه بگویید فکر کنید واقعاً درست می گویید چون شماها اینقدر از عقل خود استفاده نکردین و واضح تر بگم شما رافضی اصلاً عقل ندارید چون با این مزخرافاتتون داری روش تربیت کردن پیامبر گرامی(صلی علیه و سلم) زیر سوال می برید که آیا چطور امکان دارد از 4 دختر نبی اکرم(صلی علیه وسلم)3 نفرشون نعوذبالله عقیده شون ناپاک باشد و فقط یکی از آنان پاک باشد و آن 4 فرزندی که خودشان بزرگ کردند تربیت کردند درس دین دادند و در آخر هم اینطور که شما رافضیها می گویید به بار آمده باشند یعنی به گفته شما پیامبر نعوذبالله نتوانست فرزندان خود را درست تربیت کند پس با این حال شما نمی گویید که 3 دخر دیگر پیامبر با پدر گرامیشان بی وفا بودند بلکه شما می گویید که پیامبر گرامی(صلی علیه وسلم) نعوذبالله نعوذبالله نعوذبالله نتوانستند دخترانش را درست تربیت کند آیا اصلاً شما به این خرافه پردازی که از یهود نقل شده فکر کردین اصلاً فکر کردین که با این مزخرفات دارین صداقت ، پاکی و مسولیت پدری در مقابل فرزندی پیامبر گرامی(صلی علیه و سلم) زیر می برید اگر می گویید که حضرت فاطمه پاک هست فقط به این خاطر است که همسر گرامی حضرت علی (رضی الله عنه) است و گرنه ........... تا عمر باقیست فرصت توبه هم هست از خدا بترسید تو جرأت حتی فکر کردن همچین حرفی رو داشتی پناه می برم بر خدا از دست شیطان و شیاطین و از دست ......................

 

نظرات میثم :

ادامه
هر چند كه فاطمه زهرا از هر نظر از تمامي زنان عالم متمايز بوده است ؛ ولي اگر پيامبر دختري غير از فاطمه داشت ، شايسته بود كه اين رابطه صميمانه بين آن‌ها نيز وجود داشته باشد .

و يا در زماني كه كفار قريش پيامبر اسلام را آزار و اذيت مي‌كردند ، ديگر دختران رسول خدا كجا بودند كه از پدر حمايت كنند ؟ بخاري و مسلم در صحيحشان نوشته‌اند :

عَنْ ابْنِ مَسْعُودٍ قَالَ بَيْنَمَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ يُصَلِّي عِنْدَ الْبَيْتِ وَأَبُو جَهْلٍ وَأَصْحَابٌ لَهُ جُلُوسٌ وَقَدْ نُحِرَتْ جَزُورٌ بِالْأَمْسِ فَقَالَ أَبُو جَهْلٍ أَيُّكُمْ يَقُومُ إِلَى سَلَا جَزُورِ بَنِي فُلَانٍ فَيَأْخُذُهُ فَيَضَعُهُ فِي كَتِفَيْ مُحَمَّدٍ إِذَا سَجَدَ فَانْبَعَثَ أَشْقَى الْقَوْمِ فَأَخَذَهُ فَلَمَّا سَجَدَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَضَعَهُ بَيْنَ كَتِفَيْهِ قَالَ فَاسْتَضْحَكُوا وَجَعَلَ بَعْضُهُمْ يَمِيلُ عَلَى بَعْضٍ وَأَنَا قَائِمٌ أَنْظُرُ لَوْ كَانَتْ لِي مَنَعَةٌ طَرَحْتُهُ عَنْ ظَهْرِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ وَالنَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ سَاجِدٌ مَا يَرْفَعُ رَأْسَهُ حَتَّى انْطَلَقَ إِنْسَانٌ فَأَخْبَرَ فَاطِمَةَ فَجَاءَتْ وَهِيَ جُوَيْرِيَةٌ
فَطَرَحَتْهُ عَنْهُ ثُمَّ أَقْبَلَتْ عَلَيْهِمْ تَشْتِمُهُمْ .

صحيح البخاري - البخاري - ج 1 - ص 65 و صحيح مسلم - مسلم النيسابوري - ج 5 - ص 179 .

از ابن مسعود روايت شده است كه گفت : هنگامى كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در برابر خانه كعبه نماز مى‏گزارد ، ابو جهل و همدستانش در نزديكى خانه نشسته بودند و يك روز قبل از آن ، بچه شترى نحر شده بود . ابو جهل به همدستان خود گفت : كداميك از شما حاضر است برود و شكمبه آن شتر را بياورد و هنگامى كه محمد صلّى اللّه عليه و آله در سجده است ، آن ها را روى شانه او بيفكند ؟ بدترين آنها پيشقدم شد و دستور ابو جهل را عملى ساخت . در حالي كه پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله در سجده بود ، آن شكمبه آلوده را روى شانه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله افكند . ابو جهل و همدستانش از مشاهده اين منظره بسيار خنديدند به طوري كه بعضى از آن ها از شدت خنده به روى ديگرى مى‏افتاد !

 

پاسخ مدیر وبلاگ :

 

سوالی که کردی چه ربطی به موضوع داره تو خودت اصلاً می فهمی که چی پرسیدی بهتر نیست که یه خرده با عقل و فهم سوال رو مطرح کنی و یا نظر بدی من که نفهمیدم که شما چی رو میخواین بپرسین

 

نظرات میثم :

در مورد دادن دختر های خود به حضرت علی و عثمان
در مورد پیامبر میدانیم که او هیچ موقع کسی را مجبور به کاری نمیکرد و اگر میبینی پیامبر حضرت فاطمه را به حضرت علی داده است ،خواست قلبی حضرت فاطمه بوده است ؛هرچند بعضی از صحابه پیامبر (میدونی کین؟؟؟)به خواستگاری او آمده بودند و حضرت فاطمه مخالفت کرده بود

در مورد دادن 2 دختر خود به عثمان !!!!!!
عثمان با دو خواهر زاده ي حضرت خديجه ازدواج کرده نه 2 دختر پيامبر
دلایل
1-عدم وجود رابطه صميمانه بين پيامبر و ديگر دختران آن حضرت :

با رجوع به سيره نبي مكرم اسلام و دقت در آن ، در مي‌يابيم كه روايات بسياري از رابطه بسيار صميمانه نبي مكرم اسلام و دختر بزرگوارش صديقه طاهره سلام الله عليها حكايت مي‌كند ؛ تا جايي هر زماني پيامبر اسلام به سفر مي‌رفت ، آخرين كسي كه با او خدا حافظي مي‌كرد ، فاطمه زهرا بود و وقتي از سفر بر مي‌گشت ، قبل از هر كاري به ديدار فاطمه مي‌رفت و در خانه او را مي‌زد . روايات فراواني در كتاب‌هاي شيعه و سني اين رابطه بسيار صميمانه را ثابت مي‌كند ؛ از جمله بسياري از علماي شيعه و سني يكي از القاب آن حضرت را « ام أبيها » نقل كرده‌اند . ابن حجر عسقلاني در تهذيب و الإصابه ، ذهبي در سير اعلام النبلاء و الكاشف خود نوشته‌اند :

فاطمة الزهراء ... كانت تكنى أم أبيها .

الإصابة - ابن حجر - ج 8 - ص 262 و سير أعلام النبلاء - الذهبي - ج 2 - ص 118 – 119 و الكاشف في معرفة من له رواية في كتب الستة - الذهبي - ج 2 - ص 514 و تهذيب الكمال - المزي - ج 35 - ص 247 و أسد الغابة - ابن الأثير - ج 5 - ص 520 و الاستيعاب - ابن عبد البر - ج 4 - ص 1899 .

اما هيچ روايتي ؛ حتي يك روايت ضعيف نيز در كتاب‌هاي شيعه و سني نقل نشده است كه پيامبر اسلام حتي يكبار درِ خانه رقيه و ام كلثوم را زده باشد . چرا پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم اين رابطه بسيار صميمانه را با ديگر دختران خود نداشته‌ است ؛ نه در مدينه و نه حتي در مكه ؟ مگر نه اين كه به ادعاي اهل سنت آن‌ها نيز يادگار خديجه بودند ؟

 

پاسخ مدیر وبلاگ

جناب شبهه افکن قبل از هر چیز باید به عرض شما و دیگر هم عقیده هاتون برسانم که مگر ما در مورد پاکی و رابطه صمیمانه پیامبر گرامی(ص) با حضرت فاطمه(س) شک داریم که داری ما را دشمن شان می کنی مسلماً کسی که در این باره هم حتی شک داشته باشد مطلقاْ منافق است اما شمائی که داری با زور ما را دشمن حضرت فاطمه(س)و حضرت علی(رضی)و اهل بیت می کنید اگر چه با این خرافه پردازی شماها عشق و علاقه ما روز به روز به همه آنان بیشتر می شود حالا تو هر چقدر دوست داری شبهه افکنی کن ولی باز به هیچ جا نمیرسی و اما وقتی که پیامبر گرامی(ص) دو ختر گرامیش را به عقد حضرت عثمان(رضی) در آورد بعد از آن لقب ذی النورین را به حضرت عثمان داد حالا شما جواب بده چرا؟؟؟؟؟؟؟

 

نظرات میثم :

چرا قران مستقیم به جانشینی حضرت علی اشاره نکرده است ؟

پس منظور در ایه ولایت چیست که قبلا منابع راویان اهل سنت را اوردم که میگویند در حق حضرت علی نازل شده است چیست.
پس حدیث غدیر چیست که 367 راوی شما آن را تصدیق کرده اند
حدیث منزلت ، حدیث اثنا عشر ، حدیث ثقلین و ... چیستند.
پیامبر که اینهمه مستقیم اشاره کرده است آیا قران هم باید میگفت.
در ضمن ایا عمر که در حین وفات پیامبر موقعی که پیامبر میخواستند وصیت کنند با توجه به توصیه قران که بدون وصیت از دنیا نروید ، نعوذبالله عمر میگوید پیامبر دارد هذیان میگوید ،آیا اگر قران صراحتا گفته بود علی جانشین بعد از توست تو میتوانستی عکس العمل عمر را پیش بینی کنی ؟؟؟
جواب زماني که شيعه بودم چند بار شنيدم ....
ما با هرکدام از شما مناظره کردیم گفتند زمانی شیعه بوده و حافظ قران و دوستدار امامان و .... بس است دیگر این دروغها.هیچوقت یک شیعه واقعی گول این حرفها را نمیخورد.
در ضمن مثل اینکه فرق مصلحت گرایی را با خرد گرایی هم درست متوجه نشده اید

پاسخ مدیر وبلاگ :

1- چون اگر قرآن به جانشینی حضرت علی اشاره می کرد آن موقع حضرت علی خاتم النبیاء بود نه پیامبر گرامی اما شما شیعیان متأسفانه هنوز معنی خاتم النبیاء رو نمی فهمید.مثل همان کلمه مولا که میگین نه خیر مولا یعنی جانشین ولی باز کو گوش شنوا که بشنود مولا یعنی دوست مولا یعنی دوست مولا یعنی دوست

2- این آیه ولایت هم اگر مینوشتی بد نبود حالا بدون ترجمه و تفسیر هم باشه قبول داریم آره عزیز

3- ببخشید پیامبر (ص) کجا فرمودند که حضرت علی بعد از من جانشین من خواهد شد پس اگر فرمودند با این حال حضرت علی هم پیامبرند چرا میگید امام درست داستان موسی و هارون است (استغفرالله)

4- یعنی با این مزخرفات شما خدا ، پیامبر خدا ، اسد الله ، و اصحاب مهاجرین و انصار از حضرت عمر می ترسیدند(استغفرالله ، استغفرالله ، استغفرالله) اصلاً شما عقل ، فهم ، درک سواد و..... دارید نه بخدا ندارید نه پیغمبر ندارید از خدا بترس ای.....

 

نظرات میثم :

چرا با دشمنان حضرت ازدواج میکرده
یکی از آن ها هدف سیاسی – تبلیغی بود؛ یعنی با ازدواج موقعیتش در بین قبایل مستحکم گردد و بر نفوذ سیاسی واجتماعیش افزوده شود و از این راه برای رشد و گسترش اسلام استفاده نماید.
حضرت به خاطر دست یابی بر موقعیت های بهتر اجتماعی وسیاسی، در تبلیغ دین خدا و استحکام آن و پیوند با قبایل بزرگ عرب و جلوگیری از کارشکنی‌های آنان وحفظ سیاست داخلی وایجاد زمینة مساعد برای مسلمان شدن قبایل عرب، به برخی ازدواج ها رو آورد.
در راستای این اهداف پیامبر(ص) با عایشه دختر ابوبکر از قبیله بزرگِ «تیم»، با حفصه دختر عمر از قبیله بزرگ «عدی»، با ام‌حبیبه دختر ابوسفیان از قبیلة نامدار بنی‌امیه، ام سلمه از بنی مخزوم، سوده از بنی اسد، میمونه از بنی هلال و صفیه از بنی‌اسرائیل پیوند زناشویی برقرار نمود. ازدواج مهم ترین پیوند و میثاق اجتماعی است، به ویژه در آن فرهنگ تأثیر بسیاری از خود به جا می گذارد.
در آن محیطی که جنگ و خونریزی و غارتگری رواج داشت، بلکه به تعبیر «ابن‌خلدون» جنگ و خونریزی و غارتگری جزو خصلت ثانوی آنان شده بود،بهترین عامل بازدارنده از جنگ ها و عامل وحدت و اُلفت، پیوند زناشویی بود. به همین جهت پیامبر(ص) با قبایل بزرگ قریش، به ویژه با قبایلی که بیش از دیگران با پیامبر(ص) دشمن بودند، مانند بنی امیه و بنی اسرائیل،‌ ازدواج نمود.
«گیورگیو» نویسندة مسیحی می نویسد: محمد(ص) ام حبیبه را به ازدواج خود در آورد تا بدین ترتیب داماد ابوسفیان شود و از دشمنی قریش نسبت به خود بکاهد. در نتیجه پیامبر با خاندان بنی امیه و هند زن ابوسفیان وسایر دشمنان خونین خود خویشاوند شد و ام‌حبیبه عامل بسیار مؤثری برای تبلیغ اسلام در خانواده های مکه شد.
پس میبینی که اسلم از همه چیز مهمتر است
در مورد گرفتن دختر عمر هم میتونی سری به منابعتون بزنی که نوشته اند عمر دخترش را به عثمان پیشنهاد کرد ولی او نپذیرفت و پیامبر از روی بزگواری با او ازدواج کرد

 

پاسخ مدیر وبلاگ :

 

شما می گویید حضرت بخاطر پيشرفت اسلام ازدواج هاي سياسي و مصلحتي کرده اند.

ما جواب اين حرف شما را ميدهم ولي مطمئن نيستم که فوراً از جيب خود دليل نو و بي پايه ديگري را بيرون نکشید.

آيا عروسي هاي پيامبر و دختران ايشان بر اساس مصلحت هاي سياسي بوده؟

نه نبود به هزار و يک دليل و ما فقط چند تا را مي نويسيم:

حضرت محمد فقط 4 دختر داشتد و اگر مي خواستند آنها را قرباني پيشرفت اسلام کنند بايد به حضرت علي زن نمي دادند زيرا علي در هر حال مطيع و پيرو ايشان بودند. مي گوييد به علي اگر زن نمي داد حسن و حسين پيدا نمي شدند بسيار خوب پس به عثمان بايد دختر نمي دادند! عثمان رييس قبيله بني اميه که نبود، و همين بس بود دختر ابوسفيان، دختر رييس قبيله بني اميه، زن پيامبر بود. اگر ازدواج هاي مصلحتي قبيله بني اميه را به راه مياورد همين بس بود و نيازي نبود که حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) به يک فرد غير موثر از همان قبيله يعني حضرت عثمان زن بدهد! شما بگوييد حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) هزار دختر داشته يا 4 دختر؟! يکي را به عثمان داد بس بود اگر مصلحت هاي سياسي در کار مي بود.

مي بايست که دختر دوم را به رييس يک قبيله قدرت مند عرب ميداد اما دختر ديگر را هم به عثمان داد پس چه نتيجه مي گيريم؟ در مي يابيم که اين دليلي که علماي شيعه براي عمل رسول الله ذکر مي کنند (که براي پيشرفت اسلام ازدواج هاي سياسي کردند) حرفي بي پايه و دروغ است. چرا دروغ است؟ چون دو دختر به عثمان داده تا دل او را بدست آرد (به زعم شيعه) تو گويي در دنيا مرد ديگري نبوده تازه اين تدبير پيامبر (به زعم شيعه) بي فايده بوده بلکه ضرر هم داشته و عثمان از موقعيت خود استفاده عکس کرد و حق علي را خورد و گفت تو بر من چه امتيازي داري اگر يک دختر پيامبر زن توست! دو تا را به من داده پس خواهش مي کنم که در صف خلافت نوبت را رعايت کن و بعد از من بايست!!

شيعه هر چقدر هم سعي کند که رفتار حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) را با فرضيه هاي خيالي مواجه کند باز اين داستان غدير و آن عملکرد پيامبر هيچ تناسبي با هم ندارند و ناچاريم يکي از دو نتيجه زير را بگيريم!

1- يا داستان غدير دروغ است!

2- يا رسول الله خود شان علي را در موضع ضعيفي قرار دادند و مخالفانشان را پرو بال دادند.

در ازدواج هاي متعدد پيامبر نيز دخيل نبودن مصلحت هاي سياسي آشکار است. ما به يک مثال بسنده مي کنيم!

حضرت محمد با دختر بيوه عمر (بزعم شيعه بزرگترين دشمن علي و اسلام!!!) وقتي عروسي کردند که حکومت اسلامي ريشه دوانده بود و حضرت نيازي به عمر نداشتند بنظر شما اگر با دختر عمر عروسي نمي کردند حضرت عمر رسول الله را رها ميکرد؟ عمر دختر بيوه خود را به ابوبکر و عثمان عرضه کرد هر دو سکوت کردند. او به پيامبر از رفتار دو دوست خود شکايت کرد پيامبر فرمود: حفصه شوهري بهتر از عثمان خواهد يافت و خودشان حفصه را خواستگاري کردند! و بعد از عروسي، ابوبکر به عمر گفت: رسول الله پيش من از دختر تو يادي کرد فهميدم قصد خواستگاري دارند به همين دليل و قتي به من گفتي سکوت کردم. ببينيد ابوبکر دوست پيامبر بود از زمان جاهليت با هم دوست بودند. و وقتي هم که رسول الله، پيامبر و حاکم شبه جزيره عرب شدند باز رازهاي خصوصي خود را با اين دوست قديمي و يار غار خويش درميان ميگذاشتند.

ببينيد وقتي حاکم سرزميني به بزرگي ايران بودند باز بين همه زنان، دختر بيوه يار خود (عمر) را مي پسندند.

با اين دلايل آشکار باز علماي شيعه شيطان سرايي مي کنند و افسانه مي بافند نه شرمي دارند نه حيايي! نتيجه منطقي از عمل رسول الله را وارونه مينمايند اگر به کسي بر نخورد مي گويم يک علت تاخت وتاز.

علماي شيعه در ميدان خيالبافي اين است که مخاطبان آنها مردمي جاهل هستند که از دين و تاريخ و منطق و چيزي نمي فهمند! درست مثل من که وقتي براي بچه 4 ساله ام داستان مي گويم هر طور که ميخواهم در ميدان خيال جولان ميدهم!

آنوقت فهميدم که بچه ام بزرگ شده که گفت: بابا مگر اسب هم بال دارد؟ شنوندگان شيعه کي به سن عقل ميرسند؟

 

آيا رسول الله اصلاً مصلحت گرا بودند؟

نه به هزار و يک دليل و ما بعضي را مي نويسيم.

1- اگر رسول الله کوچک ترين اهميتي براي رسومات جامعه يا حرف يا عکس العمل مردم قائل مي بودند هرگز با حضرت زينب زن مطلقه پسر خوانده خود عروسي نمي کردند! زيرا زن پسر خوانده در نزد عربان جاهليت مثل مادر و خواهر حرمت داشت! اما رسول الله بي توجه به عادات مردم با زينب عروسي کردند!

2- اگر منافقان براي رسول الله مهم بودند مسجد آنها را در کنار مسجد قبا (مسجد ضرار آنها را) خراب نمي کردند و با آنها مدارا مينمودند همانطور که به زعم شيعه با عمر و ابوبکر مدارا کردند! آيا جرم مسجد ضرار سازان بزرگ تر بود يا جرم خورنده گان حق علي؟!

3- اگر مردم در نزد رسول خدا وزني ميداشتند آنوقت از خدايان آنها بد نمي گفتند آنوقت لات و منات و عزي را بت هاي بي ارزش خطاب نمي کردند! اين حرفها آنقدر در نزد مشرکين گناه بزرگ بود که بالآخره قصد جان آن حضرت را کردند

4- اگر رسول الله مصلحت گرا مي بودند بايد بت هاي داخل کعبه که هنوز معبود خيلي از قبايل عرب بودند را بلا فاصله بعد از فتح مکه خرد نميکردند!

5- اگر مصلحت گرا بودند قبله را عوض نمي کردند کاري که به تعبير قرآن بر مردم خيلي گران آمد!

در عوض کردن قبله يک نکته جالب در رابطه با بحث ما هست!

حضرت محمد (صلى الله عليه وسلم) ناگهان در سر نماز تقريباً 120 درجه چرخيدند و از بيت مقدس روي خود را به سوي کعبه برگرداندند! مردم حيرت کردند. و فقط 10 نفر از افرادي که پشت ايشان نماز مي خواندند پيروي نموده و بقيه به روال عادي نماز خواندند بعد از نماز رسول الله آن ده نفر را مژده به بهشت دادند و به اين ترتيب بقيه اصحاب را نوعي گوشمالي دادند که چرا فوراً و بي چون و چرا از من پيروي نکرديد و منتظر توضيح شديد!

حالا اهل تشيع چنين پيامبري را مصلحت گرا مينامد و به سازش کاري متهم مي کند!!

 

نظرات میثم :

در مورد نام گذاری فرزندان حضرت علی به نامهای عمر ، ابوبکر ،عثمان
نام گذاری عثمان به دلیل علاقه حضرت علی به برادرش عثمان بوده است
ابوبكر كه كنيه يكي از فرزندان علي (ع) هست ، نام او محمد بوده.
التنبيه والاشراف ص 297، الارشاد ج 1 ص 354 .
و عمر بن الخطاب به دليل خشونت ذاتي كه داشته ، نام فرزند علي (ع) را همنام خود قرار داد
وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن عليّ بإسمه .
أنساب الأشراف ج 1 ص 192، تهذيب التهذيب ج 7 ص 427.
هم چنين نام تعدادي از مسلمانان را نيز تغيير ‌داد.
اسدالغابة ج 3 ص 284، طبقات ج 6 ص 76 ، الاصابة ج 5 ص472.
در ضمن اگر نامگذاري نشانه روابط خوب هست ، چرا خلفاء هيچ کدام از فرزندان خود را علي وحسن و حسين (ع) نامگذاري نكردند.

 

پاسخ مدیر وبلاگ :

 

می بینم که طفره میریی حضرت علی(رضی) اسم دو تا از پسرانش به اسمهای عمر اکبر و عمر اصغر بودند حالا اولی(عمر اکبر) فرض کنیم با زور حضرت عمر(رضی) نامگذاری کرده دومی عمر اصغر چی؟؟؟؟؟؟؟ از این هم که بگذریم از طرفی حضرت یه برادر داشته به اسم عثمان و به عشق برادرش اسم فرزندش را عثمان گذاشته حالا عاشقان علی(شیعیان) چرا به امامشان اقتدا نمکنند و نام یکی از فرزندان خود را عثمان بنامند

حضرت علی(رضی) به روایت اهل سنت و جماعت اسدالله (شیر خدا) بود کسی که با دوست مبارکش در خیبر رو از کند که در همان موقع 40 نفر از یاران حضرت نتوانستند آن در را بعد از کنده شدنش هم از رو زمین بلند کنند و باز در روایات اهل سنت و جما عت حضرت علی کسی بود که بغیر خدا از هیچ احد ترس نداشت و براش مهم نبود که بعد از خودش چه اتفاقی می افته چون این را می دانست که یک روزی باید جان مبارکش را تسلیم حق کند پس با این حال بهترین راه برایش شهادت بود  نه مرگ طبیعی

اما به روایت شیعه حضرت علی خیلی ترسو بود به چند دلیل

1-      علی شما از جانب خدا و  و پیامبر خدا(ص) به جانشینی پیامبر(ص) برگزیده شد اما نه تنها مبارزه نکرد بلکه با آن سه خلفای راشدین هم بیعت کرد و در زمان فتح ایران بزرگ یکی از سربازان آن حضرت بود؟؟

2-      جلوی چشمش به همسرش حمله کردند اما دست به زانو نشست و تماشا کرد؟

3-      حضرت عمر (رضی) با زور دخترش را به عقد خودش در آورد علی شما نه تنها مبارزه نکرد بلکه بادا بادا مبارک هم گفت؟

4-      حضرت عمر با زور نام یکی از پسرانش را به اسم خودش تغییر داد علی شما نه تنها مخالفت نکرد بلکه از آن به بعد پسرش را عمر جان عمر جان صدا می زد

5-      و اما در زمان فتح کشور مصر مصریان از مسلمانان خواستند که حاضرند بدون جنگ و خونریزی تسلیم اسلام شوند و اسلام بیاورند اما به شرط اینکه خلیفه مسلمین یعنی حضرت عمر(رضی الله عنه) را از نزدیک ببینند و با ایشان بیعت کنند و وقتی که این خبر را به حضرت عمر(رضی) دادند حضرت(رضی) هم بلافاصله به کشور مصر تشریف بردند و حدود یک ماه سفر پر بارشان طول کشید ولی تنها کسی که برای مدت این یک ماه جانشین خود کردند حضرت علی(رضی الله عنه) بود حالا چرا حضرت علی به جای تحویل کرسی خلافت کودتا نکردند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

6-      یکی از پسران حضرت حسین(رضی) که در کربلا شهید شدند اسمش ابوبکر بود میشه جواب بدین که چرا اسمی ازش نمی برین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

نظرات میثم :

واکنش حضرت در برابر تعرض به همسر
اولا: امام علي (ع) در قدم نخست از خود واكنش نشان داد ؛ چنانچه آلوسي مفسر مشهور اهل سنت در اين باره مي‌نويسد :
عمر با غلاف شمشير به پهلوي مبارک فاطمه و با تازيانه به بازوي حضرت زد . فاطمه ، صدا زد : « يا ابتاه » علي (ع) ناگهان از جا برخاست وگريبان عمر را گرفت و بر زمين زد و بر بيني و گردنش کوبيد .
تفسير آلوسي :3/124 .
نقل اين قضيه توسط آلوسي به هر نيتي كه باشد ، نشانگر اين است كه واكنش علي (ع) در منابع معتبر شيعه در قرن اول و دوم شيعه وجود داشته است .
ثانياً: برفرض اين كه واكنشي نشان نداده است ، به همان دليلي بوده كه پيامبر اسلام (ص) در مكه مكرمه ، در قبال، شكنجه صحابه و حتي قتل سميه مادر عمار ياسر واكنش نشان نداد.
ثالثاً: وقتي ياران رسول خدا به خانه عثمان ريختند و متعرض همسر او شده و حتي دست او را با شمشير قطع كردند ، عثمان هيچ واكنشي از خود نشان نداد

 

 

پاسخ مدیر وبلاگ :

1-      شما اصلاً میدونید که آلوسی کی و کجا بدنیا اومدن و چیزی که نوشتند به نقل از چه کسی ست و در کدام منابع معتبر اهل سنت آمده که اون هم تفسیرش رو با آن کامل کرده

2- و  اینکه فکر می کنید که در قرن دو و سوم شیعه بوده با چه دلیل محکمی داری این حرف رو می زنی برای اثبات حرفت سند معتبر میخوام

3- به ما بگویید این عثمانی که به آن اشاره کردی کدام است ؟! الف عثمان بن عفان ب عثمان بن معظون کدام یک؟!

الف – اگر منظور عثمان بن عفان(رضی) است حضرت عثمان(رضی) دو همسر بیشتر نداشتند که هر دو هم دختر پیامبر گرامی(ص) بودند آیا امکان همچین دستوری از پیامبر (ص) برای قطع دست دخترش هست (استغفرالله)

ب – و اگر منظور از عثمان بن معظون است که خیلی وقت قبل از پیامبر گرامی(ص) از دنیا رفتند واقعاً شبهه افکنی و توهین واهانت هم حدی داره . دیدیم ولی نه تا این حد

 

 

نـوشته شـده تـوسط سوران | لینک ثابت | موضوع: |